اولین اردوی حسنا جون (پارک آب و آتش)
دختر خوشگلمون ، قند عسل مامان و بابا ، 17 شهریور زمانی که فقط 18 ماه ونیمت بود اولین اردو رو با دوستای موسستون تجربه کردی .
از همه دوستات زودتر رسیدیم و اینجا نشتی تا دوستات و مربیات بیان.قربون ژست نازت بریم .

با اینکه آب بازی رو خیلی دوست داشتی متاسفانه از فواره های آب بازی پارک خوشت نیومد و می ترسیدی و دوست داشتی با مامان بری داخل زمین که اونم هیچ مامانی اجازه نداشت بره داخل زمین و اگر کسی این کار رو میکرد فواره ها رو قطع میکردن ، به هر حال به هر نحوی بود خودت رو خیس کرده بودی که بعدش رفتی و حمام آفتاب گرفتی.

حسنا خانم در حال آفتاب گرفتن.

بعد از آب بازی ، با پاستیل و رنگ انگشتی رنگ آمیزی داشتید که تو عکس کاملا مشخصه که چیکار کردی.

از کثیف کاری زیاد خوشت نمیاد و اگه دستت کثیف شه سریع دوست داری تمیز کنی که اینجا هم داری همین کار رو میکنی.

بعد به بازدید از پل طبیعت رفتیم تا نظارت کنی که خوب مهندسی شده یا نه؟ و مثل اینکه سرکار خانم مهندس حسنا بابالو راضی هستند.


و آخر سر حسابی خسته شده بودی و خوابت گرفته بود.

ستاره زندگی مامان وبابا ، موفق باشی .

همیشه به اردو و گردش
.


اولین اردوی حسنا جون (پارک آب و آتش) 
